تبليغاتX
گالری عکس و مطلب

دوست داشتن در مقابل استفاده کردن!!!؟؟؟؟؟؟؟!!!!!


زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش تكه

 سنگي را بداشت و بر روي بدنه اتومبيل خطوطي را انداخت. 


مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت

 دست او زد بدون انكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده 


در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد

وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد پدر كي انگشتهاي من در

خواهندامد؟ آن مرد آنقدر مغموم بود كه هچي نتوانست بگويد به سمت اتوبيل

برگشت وچندين باربا لگدبه آن زد 

 
حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه

پسرش روي آن انداخته بود نگاه مي كرد . او نوشته بود دوستت دارم پدر

 روز بعد آن مرد خودكشي كرد.

 

innerchild13.jpg
خشم و عشق حد و مرزي ندارند عشق را انتخاب كنيد تا زندكي دوست

 داشتني داشته باشيد و اين را به ياد داشته باشيدكه

اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند

در حاليك امروزه از انسانها استفاده مي شود و اشياء دوست داشته مي شوند.


lهمواره در ذهن داشته باشيد كه:

اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند

مراقب افكارتان باشيد كه تبديل به گفتارتان ميشوند 

مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتار تان مي شود 

مراقب رفتار تان باشيدكه تبديل به عادت مي شود 

مراقب عادات خود باشيدشخصيت شما مي شود

مراقب شخصيت خود باشيدكه سرنوشت شما مي شود

خوشحالم كه دوستي اين پيام را براي ياد آوري به من فرستاد 

اميدوارم كه روز خوبي داشته و هر مشكلي كه با آن روبرو هستيد

آخرين روز آن باشد و تمام شود !

 

12100241668izqtf1z.jpg


 

نوشته شده توسط fateme در جمعه 9 بهمن1388 ساعت 9:30 PM موضوع | لینک ثابت


یه داستان جالب با چند تا مطلب کوتاه! نخونی از دستت رفته هاااااااااااااااا!!!!

مرد هدیه ای که چند لحظه پیش از دختر گرفته بود را محکم به سینه 

 

 چسبانیده بود و طول خیابان را طی می کرد.به صرافت افتاده بود این

 

یادگاری را برای همیشه نگهداری کند.ولی از حواس پرتی و شلختگی

 

خودش می ترسید توی مسیر همش به این فکر می کرد که چگونه از

 

این هدیه ارزشمند مواظبت کند فکری به ذهنش رسید وارد خانه که

 

شد هدیه را جلوی سینه اش گرفت و گفت تقدیم به همسر عزیزم

 

 همسرش تا آخر عمر ، آن هدیه را مثل تکه  ای از بدن خودش

 

 مواظبت می کرد!!!!!!!!!! ( البته همم اینطوری نیستنااا!)

 

                       

 

      

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند


تنها کسانیکه با خود چتری به همراه می برند

 
به کار خود ایمان دارند!!!

 

                    

           

                     

كلبه ام پنجره اي رو به دريا دارد خوب من منظره را خوب تماشا دارم

 

ساختم آئينه اي به بلنداي خيال تا خودت را به تماشاي خودت وا دارم.

 

         

                  

          

     


 

نوشته شده توسط fateme در دوشنبه 25 شهریور1387 ساعت 4:30 AM موضوع | لینک ثابت


بابا نگاه نکن به ظاهرش که طولانیه 2 خطم نمیشه حالا بخون اگه بد بود هرچه خواستی بگو!!!

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع

 

كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود 

 

تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه

 

كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد:

 

چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه

 

تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با

 

يه تبر طلايي برگشت.

 

آيا اين تبر توست؟' هيزم شكن جواب داد:

 

نه فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار

 

با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا

 

اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن  جواب

 

داد فرشته باز هم به زير آب رفت و

 

اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا

 

اين تبر توست؟ جواب داد: آره.

 

فرشته از صداقت مرد خوش حال شد و

 

سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوش حال

 

روانه خونه شد. يه روز وقتي داشت با

 

زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد

 

توي آب. هيزم شكن داشت گريه مي كرد

 

كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا

 

گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. '

 

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت

 

و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!

 

 فرشته عصباني شد. ' تو تقلب كردي، اين نامرديه

هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو

ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه  

به جنيفر لوپز 'نه' مي گفتم تو مي رفتي و 

با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه

به كاترين زتاجونز 'نه' ميگفتم، تو مي 

رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم 

مي گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به

من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم 

و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به

همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.

 

       

    

        

     

 


 

نوشته شده توسط fateme در سه شنبه 12 شهریور1387 ساعت 5:50 AM موضوع | لینک ثابت


یه سری عکس تووووووووووووپ از هنرمندان (بازم قاطی پاطی)!!!!!!!!!!!!!!..............!

(من یه مدت با فاصله  میام نت خوشحال میشم وقتی میام نظرای دوستای گلم رو ببینم و حتما هم جبران میکنم و دیگه ابنکه ببخشید از اینکه بین اپام فاصله افتاد)

انجلینا جوووووونم!

اینم خانوم جسیکا البا!

بریتنی که چقدرم تغیر کردهههههه!

اونسنس خیلی صدای توپی داره!

اشلی سیمپسون خواهر جسیکا سیمپسون!!!!!

کریستینا اگلوریا!!!!!!!!!!

خوب اکس ها تموم شد امید وارم خوشتون اومده باشه

خواهشا

 اگه خوشتون اومده نظر یادتون نرهههههههههه! (خداییش قشنگ

 نبود من که خودم عاشق اکسم!)

 


 

نوشته شده توسط fateme در جمعه 18 مرداد1387 ساعت 6:15 PM موضوع | لینک ثابت


بخوووووون تو زندگی لازمت میشههههههههههههههههه!

                                          

            پروردگارا! 

 

به من ارامش ده تا بپذیرم انچه را که نمیتوانم تغیر دهم!

 

به من دلیری تا تغیر دهم انچه را که میتوانم تغیر دهم!

 

به من بینش ده تا تفاوت ان دو را بدانم!

 

و مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم ان مطابق میل

 

من رفتار کنند!!!!

 

 

                     

 

                        

           

 

زندگي دفتري از خاطره هاست يک نفر در دل شب

 

 یک نفر در دل خاک٬يک نفر همدم خوشبختي هاست

 

 یک نفر همسفر سختي هاست٬چشم تا باز کنیم

 

 عمرمان مي گذرد ما همه همسفریم!

      

          

 

                   

 

           

 


 

نوشته شده توسط fateme در دوشنبه 10 تیر1387 ساعت 12:12 PM موضوع | لینک ثابت


من بگم دوست دارم با چه رقم......!

           من بگم.... ! 

 

من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی


تو که بی نهایتو قشنگتر از من بلدی


مژه هات شعر بلند نا تمومه به خدا


عاشق کسی شدن جز تو حروم به خدا


با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو میره

 
ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو میره


زیبا اتیش میزنه دل منو اخمای تو رو


نکنه اضافه شن با عشق من زخم های تو


مال هیچ کسی نشو چون اینجا ها فرشته نیست


عشقا و عاشقیا تلخ مثل گذشته نیست


عمری موندم توی مصراع اول چشات


فقط این فعل و بلد شدم که میمیرم برات

 

 

 

              

 


 

نوشته شده توسط fateme در شنبه 1 تیر1387 ساعت 3:33 AM موضوع | لینک ثابت


خودتون بخونين!!! نخوني از دستت رفته!!!!!

دنيا كوچك است


با انگشت هايم ،


همه ديوارهايش را لمس كرده ام


همين تك و توك پنجره هاي گشوده است


كه انگشت هاي مرا پيش مي برد


وگرنه اين همه سال


دست كشيدن


بر ديواري كه ابتدا و انتهايش فرقي نمي كند


چه فايده دارد ؟!!!

    

 

قدر فاصله اينجاست بين ادمها٬

 

 چقدر عاطفه تنهاست بين ادمها٬

 

 كسي به حال شقايق دلش نميسوزه٬

 

 و او هنوز شكوفاست بين ادمها٬

 

كسي به خاطر پروانه هانميميرد٬

 

 تب غرور چه بالاست بين ادمها!!!!!

 

 

           

 تنها دو راه برای زیستن در زندگی خود داری٬

 

اول اینکه هیچ معجزه ای را باور نکنی٬

 

و دیگر اینکه همه چیز را معجزه بدانی!!!!!!!

 

     

       

      

   

               

                    


 

نوشته شده توسط fateme در دوشنبه 20 خرداد1387 ساعت 12:58 PM موضوع | لینک ثابت


شهادت حضرت فاطمه سلام الله را به همه ی مسلمانان تسلیت میگم.

 شهادت حضرت فاطمه (ع) ام ابیها

 

 بانوی گرانقدر اسلام را به همه ی

 

 مسلمانان تسلیت میگم.

 

 

                          

 

                         


 

نوشته شده توسط fateme در شنبه 18 خرداد1387 ساعت 3:50 PM موضوع | لینک ثابت


یه سری مطالب توپ!!!!

     حل مسئله به دو روش امریکایی و روسی!

 

 

هنگامی که ناسا برنامه ی فرستادن فضانوران به فضا را آغاز کرد,

 

 با مشکل کوچکی روبرو شد.

 

آنها دریافتند که خودکار های موجود در فضای بدون جاذبه کار نمی

 

کنند. (جوهر خودکار

 

به سمت پایین جریان نمی یابد و روی سطح کاغذ نمی ریزد.) برای

 

حل این مشکل آنها شرکت

 

مشاورین اندرسون را انتخاب کردند.تحقیقات بیش از یک دهه طول

 

کشید , 12 میلیون دلار

 

صرف شد و در نهایت آنها خودکاری طراحی کردند که در محیط

 

بدون جاذبه می نوشت , زیر 

 

آب کار می کرد, روی هر سطحی حتی کریستال می نوشت و از 

 

 دمای زیر صفر تا 300 درجه سانتیگراد کار میکرد

 

روسها راه حل ساده تری داشتند : آنها از مداد استفاده کردند.!!!!!

 

این داستان

 

مصداقی برای مقایسه دو روش در حل مسئله است ;  تمرکز روی

  

مشکل یا تمرکز روی راه! 

 

 

 

       

 

     اینم یه کارت باحال که مطلبش واقعا جالبه!  

      


 

نوشته شده توسط fateme در دوشنبه 13 خرداد1387 ساعت 8:16 PM موضوع | لینک ثابت


قاطی پاطی هر عکسی دوست داشتم گذاشتم!!!!

اخه دلم واسه عکس تنگ شده بود رفتم تو فاز عکس عکساش همه جایی نیست ها !!!

                        121237.gif

 

قشنگه نه؟؟ حالا اینو ببین!!

            7060.gif

عکسا هیچ ربطی بهم نداشتن نه؟؟

                          121239.gif

اینو ببین چه نازه!!!

                         8967.gif

 نه ترو خدا دلت میاد ازین عکسه بگذری؟؟

 6211.gif

اره اره برو پایین موست ببر پایین تر اهان خودشه برو روی ادامه مطلب چند تا عکس نازم اونجاست دلت میاد عکس ندیده ازینجا بری؟؟؟


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط fateme در شنبه 14 اردیبهشت1387 ساعت 0:17 AM موضوع | لینک ثابت


باران

     نمیخوام بارون باشم و ملتمسانه به شیشه بزنم تا نگاهم کنی

   میخوام ابر باشم تا تو از شوق یه روز بارونی مدام پنجره رو باز کنی

                         و با اشتیاق به من  نگاه کنی.....!!!

         

        

  


 

نوشته شده توسط fateme در پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت 11:2 PM موضوع | لینک ثابت


زندگی

   زندگی گاهی تلخ گاهی شیرین مواظب باش در اوج شیرینی ان دلزده

   نشی و در هنگام تلخی ان با خلقی خوش به راحتی تلخی رو فرو ببری

   تا بتونی منتظر شیرینی دوباره باشی٬ پس همیشه تلخی و شیرینیرو

   بزار روی ترازوی زندگی تا از تعادل اون خوشبختی رو تجربه کنی....!!!

 

                    

 

 


 

نوشته شده توسط fateme در پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت 2:46 PM موضوع | لینک ثابت